السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

144

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

و بتعبير آخر : المعدوم المطلق بالحمل الشائع لا يخبر عنه ، و بالحمل الأوّليّ يخبر عنه بأنه لا يخبر عنه .

--> ( 1 ) . در اينجا اشكالى به نظر مىرسد و آن اينكه پاسخ ياد شده نمىتواند تناقض را بر طرف كند ، زيرا وقتى مىگوييم « از معدوم مطلق خبر داده نمىشود » نفس اين جمله اخبار از معدوم مطلق است ، و خودش خودش را نقض مىكند ، شبيه آنكه كسى بگويد « كلّ خبرى كاذب » كه از صدق آن ، كذبش لازم مىآيد و از كذبش صدقش لازم مىآيد . دليلى كه حكما ذكر كرده‌اند براى اينكه « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » ، چنان‌كه در بداية الحكمة ( فصل يازدهم از مرحلهء اول ) صريحا و در نهاية الحكمة ( فصل هشتم از مرحلهء چهارم ) اشارتا بيان شده ، آن است كه : « انما يخبر عن شىء بشىء ، و العدم لا شيئية له » . اما ، چنان‌كه روشن است ، اين برهان تنها اخبار ايجابى به نحو حمل شايع را شامل مىشود ، نه آنجا كه حمل اولى است يا اخبار سلبى است . در قضيهء سالبه ، سلب متوجه محمول قضيه است ، و قضيهء سالبه با انتفاء موضوع نيز صادق است ، و لذا مىتوان از معدوم مطلق نيز اخبار سلبى كرد . به ديگر سخن اخبار سلبى ، اخبار از شىء به شىء نيست ، بلكه اخبار از شىء به لا شىء يا اخبار از لا شىء به لا شىء است . حمل اولى نيز اخبار از شىء به شىء نيست ، بلكه اخبار به آن است كه موضوع خودش خودش است . با توجه به اين بيان دانسته مىشود كه مقتضاى برهان ياد شده بيش از اين نيست كه « المعدوم المطلق لا يخبر عنه بالاخبار الا يجابى على وجه الحمل الشايع . » و اين جمله خودش ناقص خودش نيست ، زيرا جملهء فوق اخبار سلبى است ، نه اخبار ايجابى . به راستى چگونه مىتوان گفت « از معدوم مطلق ، مطلقا نمىتوان اخبار كرد نه به ايجاب و نه به سلب » درحالىكه احكام سلبى فراوانى دربارهء معدوم مطلق قابل ذكر است ، مانند : « المعدوم المطلق ليس بموجود ، ليس بحى ، ليس بقادر و . . . » .